بوسه... گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود، زنجیر عشقت وا کنم؟؟
گفتم زتو دیوانه تر، دانی که پیدا می کنم
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:45 توسط کیوان مشکی پوش |
Dear GOD Dear GOD help my eyes to see all the good you have sent to me Dear GOD help my ears to hear calls for help from far and near Dear GOD help my feet to go in the way that you will show Dear GOD help my hands to do all things loving kind and true Dear GOD may I helpful be growing every day like you 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 18:39 توسط کیوان مشکی پوش |
دیدار کاش می شد اشک را تهدید کرد ...................... مدت لبخند را تمدید کرد کاش می شد از میان لحظه ها.......................................لحظه ی دیدار را تجدید کرد 
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 21:1 توسط کیوان مشکی پوش |
دلربا ... گفتمش دل ميخري؟ پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو،تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 16:45 توسط کیوان مشکی پوش |
سهراب بیا ... فهمیدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خویش غافل کردند هیچ کس به فکر ماهیها نیست سهراب بیا که آب را گل کردند
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 16:43 توسط کیوان مشکی پوش |
منو عاشقانه بشناس... منو عاشقونه بشناس منو پر كن از بهونه من به تو دل داده بودم منو نشناختي هنوزم اي طراوت بهاري 
منو از دوباره بشناس
منو با دلي كه جز تو
چاره اى نداره بشناس
تازه كن مثل جوونه
رد كن از اين همه بن بست
كوچه هاى عاشقونه
قلب تو پناه من بود
تو ندونستي عزيزم
عشق تو گناه من بود
من گل باغ تو بودم
منو از شاخه شكستي
من كه غمخوار تو بودم
عطش هميشه جارى
واسه من عين نيازه
هرچه داري و ندارى
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:25 توسط کیوان مشکی پوش |