تبليغاتX
سلطان عشق

سلطان عشق

رضا صادقی

اول راه من و تو

 

خنده کن اول راهيم

منو تو بي سر پناهيم

اگه عشقمون نباشه

هر دوتاييمون تباهيم

 


واسه ي داشتن عشقت

همه ي هستي مو باختم

از خيال با تو بودن

شب و روز ترانه ساختم

 


من توو دنيا تک وتنها

اگه تو با من نباشي

زندگيم برام تمومه

اگه تو از من جدا شي

 


من به جزتو توي دنيا

هيچ کسي رو دوست ندارم

واسه ي ديدن چشمات

لحظه ها رو کم ميارم

 


منو تو قراره انگار

تا ابد با هم بمونيم

همه ي ترانه ها رو

واسه عشق هم بخونيم

 


امشب انگار غم ندارم

اخه هستي تو کنارم

باورم نمي شه اي واي

ديگه هيچي کم ندارم

 


قول بده اي نازنينم

هميشه باشي تو يارم

يه دفه تنهام نذاري

اخه بي تو بي قرارم

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:58 توسط کیوان مشکی پوش |


مستی

 

 

شبي از روي مستي مي گذشتم از دم ويرانه اي
به ناگه چشم مستم خيره شد بر خانه اي
لنگ لنگان پيش رفتم تا کنار پنجره
ناگهان ديدم صحنه ي ديوانه اي
پدري کور و عليل - مادري مات و مبهوت - پسرک از سوزسرما دندان به لب...دختري مشغول عيش و نوش با بيگانه اي !!
زان پس لعنت فرستادم به خود تا دگر مست نروم سوي هر کاشانه اي!
تا نبينم دختري عفت فروشد بهر نان خانه اي...

 

+ نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:16 توسط کیوان مشکی پوش |